منو اصلی
لینکهای مفید

  يماريهاي غير واگير  


تا چند سال پيش بيماريهاي واگير بعنوان بزرگترين معضل بهداشتي كشورهاي جهان بشمار مي رفت ، بطوريكه تمام توان بهداشتي كشورها صرف كنترل و پيشگيري از همه گيري اين بيماريها مي شد . از چند دهه پيش با موفقيتهاي به دست آمده در زمينه ارتقاي نظام سلامت و تكنولوژي جديد پيشرفت عمده اي درخصوص كنترل بيماريهاي واگيردار حاصل شده و پس از طي اين مراحل ، بيمارهاي غير واگير در حال حاضر بعنوان مشكل عمده بهداشتي مطرح است . از مهمترين بيماريهاي اين گروه مي توان به بيماريهاي قلبي عروقي ، كليوي ، عصبي و رواني ، گواتر ، تالاسمي ، فشار خون بالا ، بيماريهاي مزمن و غير اختصاصي تنفسي ( مانند آسم ) ، پي آمدهاي دائمي سوانح ، كوري ، ديابت و انواع گوناگوني ديگر بيماريهاي متابوليك ، بيماريهاي مفصلي استخواني مزمن و سرطانها اشاره كرد .
بدليل افزايش روند مرگ و مير ناشي از بيماريهاي غير واگير بخصوص در كشورهاي در حال توسعه ، سازمان جهاني بهداشت ( WHO ) از دو دهه پيش بيماريهاي غير واگير را جزو اولويتهاي بهداشتي در كشورهاي در حال توسعه اعلام كرده است .
اكنون بيماريهاي غير واگير علل اصلي مرگ و ناتواني در جهان مي باشند و در گزارش سال 2002 سازمان جهاني بهداشت ، 60% علل مرگ و 43% بار جهاني بيماري ها مربوط به بيماريهاي عمده غير واگير مي باشد . كشورهاي با درآمد پائين و متوسط 79% مرگ و 85% بار اينگونه بيماري ها را به خود اختصاص مي دهند . چهار بيماري عمده غير واگير ( بيماري قلبي و عروقي ، سرطان ، بيماري انسدادي مزمن ريوي و ديابت ) مستقيماً به سه عامل خطر اصلي قابل پيشگيري شامل مصرف سيگار ، تغذيه نامناسب و عدم فعاليت بدني مناسب وابسته هستند .
افزايش روز افزون شيوع اين بيماري ها ، خسارات اقتصادي هنگفتي را به كشورها تحميل مي كند . علت اين افزايش ، زمينه سازي مساعدي است كه در اثر افزايش ريسك فاكتورهاي ( عوامل خطر ) اين بيماري ها در ساليان گذشته بوجود آمده است . تغيير شيوه زندگي باعث شده است كه برخي از عوامل خطر ساز مهم از جمله مصرف دخانيات ، عدم فعاليت بدني مناسب ، مصرف ناكافي ميوه و سبزيجات و شير و لبنيات ، سوانح و حوادث ، تعداد مبتلايان به فشار خون بالا و چربي و قند خون بالا در جامعه افزايش يابد و اين خود زنگ خطري است براي افزايش مرگ و مير و ناتواني هاي ناشي از بيماريهاي غير واگير كه در حال حاضر گريبانگير كشورهاي در حال توسعه است .
همانطور كه گفته شد دليل اين وضعيت ، تغييراتي است كه در سالهاي گذشته در شيوه زندگي مردم ايجاد شده است و شايد بتوان يكي از علل ايجاد اين تغييرات را علاوه بر مقتضيات زندگي كنوني ، در آگاهي و نحوه عملكرد مردم دانست . در بسياري از موارد ، عدم آگاهي كافي از عوامل خطر ساز و عدم بكارگيري تمهيدات لازم و ضروري ، باعث شده است تا اين عوامل روز به روز افزايش يابند . بنابراين شناخت اين عوامل و سياستگذاري در نحوه چگونگي مقابله و كاهش روند روز افزون آنها مي تواند تأثير بسزايي را دركاهش بيماريهاي غير واگير داشته باشد .
به نظر مي آيد كه بيماريهاي مزمن و غير واگير هم در كشورهاي پيشرفته و هم در كشورهاي روبه پيشرفت ، در بين بزرگسالان اهميت بيشتري مي يابند . هم اكنون بيماريهاي قلبي - عروقي و سرطانها در رأس علل مرگ در كشورهاي پيشرفته ( يعني اروپا و آمريكاي شمالي ) قرار دارند و 70 تا 75 درصد همه ي مرگها را شامل مي شوند . در بسياري از كشورها بيماريهاي مزمن روند صعودي دارند و به دلايل چندي اين روند افزايش هم خواهند يافت ، يك دليل آن افزايش طول عمر در بسياري از كشورها است كه در نتيجه ي آن شمار كساني كه به سنين بالاتر مي رسند و در معرض خطر بيش تر از نظر ابتلا به انواع بيماريهاي مزمن هستند ، بيش تر مي شود . دليل ديگر آن است كه الگوهاي زندگي و رفتاري مردم به سرعت دگرگون مي‌شود و اين دگرگوني شروع بيماريهاي مزمن را مساعد مي كند . دليل سوم آن كه با مراقبتهاي پزشكي نوين بسياري از مبتلايان به بيماريهاي مزمن مي توانند زنده بمانند . تأثير بيماري مزمن بر زندگي مردم هنگامي كه از نظر كاستن عمر ، ناتواني ، دشواريهاي خانوادگي ، فقر و از دست رفتن اقتصاد كشور در نظر گرفته شوند ، جدي تر مي باشند . اكنون كشورهاي رو به پيشرفت متوجه شده اند كه بايد اقداماتي نمايند تا از (( همه گيري )) بيماريهاي غير واگير كه احتمال مي رود همراه با پبشرفت اقتصادي و بهداشتي به وجود آيد ، پرهيز شود .
 

تعريف بيماري غير واگير  :
بيماريهاي غير واگير را به انواع مختلف تعريف كرده اند ، برابر تعريف سازمان بهداشت جهاني در سال 1957 ، بيماري غير واگير عبارتست از :
(( كاهش در ساختار يا اعمال بدن كه ضرورتاً سبب تغيير در زندگي عادي بيمار گردد و در طي يك دوره ي زماني طولاني ادامه يافته و پايدار باشد )) .
ويژگيهاي بيماريهاي مزمن عبارتند از :
الف ) دائمي باشند .
ب ) پس از آنها ناتواني بر جاي بماند .
ج ) به سبب تغييرات بيماري ، شناختي بازگشت ناپذير ايجاد شده باشند .
د ) باز تواني بيمار آموزشهاي ويژه لازم داشته باشند .
ه ) مدت زيادي سرپرستي ، مشاهده يا مراقبت لازم داشته باشند .
خلاصه آن كه تعريف بين المللي درباره ي مدت وجود ندارد كه معلوم نمايد چه مدت را بايد طولاني محسوب نمود ، با وجود اين به نظر بسياري از مولفان بيماري مزمن بيماريي است كه حداقل مدت آن سه ماه باشد .
 

عوامل خطر مربوط به بيماريهاي غير واگير :
بيشتر اپيدميولوژيستها مي پذيرند كه شش مجموعه ي كليدي (( عوامل خطر )) در ابتلا و ميرايي زودرس از بيماريهاي غير واگير در بزرگسالان سهيم هستند ، عبارتند از :
1 – كشيدن سيگار و ساير اشكال دخانيات
2 – اعتياد به مشروبات اكلي
3 – نارسايي يا ناتواني در دسترسي به خدمات بهداشتي براي پيشگيري ( مانند مراقبت از پرفشاري خون ، تشخيص به موقع سرطان و درمان بيماري قند )
4 – دگرگونيهاي سبك زندگي ( مانند الگوي غذايي و فعاليت بدني )
5 – عوامل خطر زيست محيطي مانند خطرات شغلي ، آلودگي آب و هوا و اثرات سلاح هاي نابود كننده
6 – عوامل مربوط به استرس


در دانش ما درباره سبر طبيعي بيماريهاي مزمن خلاء بسيار وجود دارد كه موجب دشواريهاي سبب شناختي ، پژوهشي و كاووشي در مورد بيماريهاي مزمن مي شوند . اين كمبودها عبارتند از :
الف ) نبودن يك عامل بيماريزاي معلوم
در مورد علل مهم بيماريهاي مزمن نكات بسياري بايد آموخته شوند . در حالي كه برخي از بيماريهاي مزمن منبع معلوم دارند ( مانند سيليسيوم در بيماري سيليكوز و پنبه ي نسوز در مزوتليوما ) عامل سببي بسياری ديگر از بيماريهاي مزمن ناشناخته است . ناشناخته بودن عامل سببي، هم تشخيص و هم پيشگيري اختصاصي از اين بيماريها را دشوار مي نمايد .
ب ) چند عاملي بودن علت بيماريهاي مزمن
بسياري از بيماريهاي مزمن علل متعدد دارند و به ندرت رابطه ي يك به يك ساده در مورد علت اثر وجود دارد . با توجه به ناشناخته بودن عامل بيماريزا اصطلاح (( عامل ( هاي ) خطر )) براي بيان عوامل معيني كه در سابقه ي شخصي يا به علت سبك زندگي احتمال بروز بيماري مزمن را بيش تر مي كنند ، به كار مي رود . گذشته از اين به نظر مي رسد كه بيماريهاي مزمن در نتيجه اثرات تجمعي عوامل خطر باشند . عوامل خطر مي توانند زيست محيطي و با آن كه مربوط به رفتار يا سرشتي باشند . اپيدميولوژي در شناسايي عوامل خطر بيماريهاي مزمن سهم بسيار داشته و بسياري از عوامل خطر بيمارهاي مزمن ديگر هم هنوز بايد شناسايي و ارزشيابي شوند .
ج ) دوره ي پنهاني طولاني
يك مانع ديگر در شناخت سير طبيعي بيماري مزمن ، وجود دوره ي پنهاني ( يا كمون ) طولاني بين نخستين مواجهه با (( عامل سببي مشكوك )) و بروز نهايي بيماري ( مثلاً سرطان گردن رحم ) است ، كه پيوند دادن عامل سببي مشكوك ( وقايع قبلي ) با پي آمد مانند رابطه ي احتمالي بين مصرف قرص هاي خوراكي جلوگيري از بارداري و بروز سرطان گردن رحم را دشوار مي نمايد . براي غلبه بر اين دشواري براي يافتن ضايعات پيش ساز به عنوان مثال در ايجاد سرطان گردن رحم ، سرطان دهان و سرطان معده ، پژوهش هايي به عمل آمده است ولي اين كار در همه ي بيماريهاي مزمن مقدور نيست . با وجود اين اكنون به طور روز افزوني آشكار مي شود كه عوامل مساعد كننده ي بروز بيماري مزمن بيش تر اوقات از اوايل زندگي و سالها قبل از آشكار شدن بيماري مزمن وجود دارند ، مانند پرفشاري خون ، ديابت ، سكته ي مغزي و …
د ) شروع نامنشخص
شروع و پيشرفت بسياري از بيماريهاي مزمن نا معلوم است . و مرز بين وضعيت بيماري و غير بيماري را به دشواري مي توان اثبات كرد ( مانند ديابت و پرفشاري خون ) . در بسياري از بيماريهاي مزمن ( مانند سرطان ) فرآيند بيماري شناختي مربوطه مدتها يپش از تظاهرات خود بيماري برقرار شده و هنگامي كه بيمار در جستجوي مشاورات پزشكي بر مي آيد ممكن است ضايعه ي حاصله بازگشت ناپذير و يا درمان آن دشوار باشد.

پيشگيري از بيماريهاي مزمن  :
پيشگيري از بيماريهاي مزمن بر پايه ي آگاهي از چند عاملي بودن علت آنها و بنابراين مستلزم مجموعه اي از مداخلات است . پيش از اين به نظر مي رسيد كه پيشگيري نوع سوم تنها راه احتمالي جلوگيري از بروز نقص عضو بعدي يا بروز مرگ زودرس است ولي اكنون با شناخت عوامل خطر ، فعاليتهاي ارتقاي بهداشت با هدف پيشگيري اوليه ، بيش از پيش در مبارزه با بيماريهاي مزمن به كار مي روند ( مانند حذف يا كاهش عوامل خطر و تغيير در الگوي سبك زندگي ) .
دانش كنوني نشان مي دهد كه بيماران مزمن به طيف گسترده اي از خدمات نياز دارند . مانند بيماريابي از طريق غربالگري و معاينات بهداشتي ،كاربرد روشهاي دقيق تشخيصي ، درماني و بازتواني ، مبارزه با آلودگي آب ، هوا و مواد خوراكي ، كاستن از آسيب ها ، اثر گذاشتن بر الگوهاي رفتاري و سبك زندگي انسان از طريق آموزش فشرده و بالا بردن استاندارد موسسات مراقبت پزشكي و ايجاد و به كار گيري روشها هاي بهتر مراقبتهاي جامع پزشكي از جمله خدمات بهداشتي اوليه . در مواردي مانند مبارزه با مصرف دخانيات ، مبارزه با مصرف مشروبات الكلي و اعتياد دارويي به جنبه هاي سياسي هم نياز هست و براي اين كار بايد مجموعه ي نيازهاي پزشكي و اجتماعي بيماران مزمن به عنوان يك كليت و هموراه در رابطه با خانواده و جامعه در نظر گرفته شوند .
 

شرح وظايف كارشناسان بيماريهاي غيرواگير:
1- تجزيه و تحليل وضعيت موجود و تدوين برنامه جامع عملياتي ونظارت بر روند اجراي آن
2- نظارت بر برنامه پيشگيري و كنترل بيماريهاي ديابت و فشارخون بالا و بيماريهاي قلبي و عروقي
3- نظارت بر روند اجراي برنامه CH و هيپوتيروئيدي و غربالگري PKU وG6PD
4- اجراي برنامه جامع ملي كنترل سرطان
5- اجراي برنامه پيشگيري و كنترل سوانح و حوادث برمبناي مدل جامعه ايمن -پيشگيري از حوادث چهارشنبه آخر سال- ايمني در منازل و ثبت حوادث بيمارستاني
6- نظارت و پايش فعاليتهاي مراكز و خانه هاي بهداشت
7- انجام مشاوره و آزمايش خون متقاضيان ازدواج در جهت پيشگيري از بروز بتا تالاسمي ماژور
8- انجام هماهنگي درون بخشي با واحدهاي ستادي مركز بهداشت شهرستان جهت ارتقاء نظام مراقبت بيماريهاي غيرواگير
9- همكاري و هماهنگي با ساير ادارات شهرستان به منظور اقدامات پيشگيري و مراقبت بيماريهاي غيرواگير
10- اجراي برنامه هاي آموزشي جهت پرسنل بهداشتي درماني و عموم مردم در خصوص مراقبت و پيشگيري از بيماريهاي غير واگير
11-اجراي طرحهاي كشوري در زمان تعيين شده .
12-ارسال آمار ماهيانه ، فصلي به معاونت بهداشتي و گزارش عملكرد 3ماهه و ساليانه