پیوندها


 

احکام نماز
اهميت نماز
نماز مهمترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود،عبادتهاى ديگر هم قبول مى‏شود. و اگر پذيرفته نشود، اعمال ديگر هم قبول نمى‏شود. و همانطور كه اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو كند، چرك در بدنش نمى‏ماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مى‏كند. و سزاوار است‏كه انسان نماز را در اول وقت بخواند. و كسى كه نماز را پست و سبك شمارد،مانند كسى است كه نماز نمى‏خواند. پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:"كسى كه به نماز اهميت ندهد و آن را سبك شمارد، سزاوار عذاب آخرت است".روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند، مردى وارد و مشغول نماز شد، و ركوع و سجودش را كاملا به جا نياورد. حضرت فرمودند: "اگر اين مرد در حالى كه نمازش اين طور است از دنيا برود، به دين من از دنيا نرفته است". پس انسان بايد مواظب باشد كه به عجله و شتابزدگى نماز نخواند، و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد كه با چه كسى سخن مى‏گويد، و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند. و اگر انسان در موقع نماز كاملا به‏اين مطلب توجه كند، از خود بى‏خبر مى‏شود. چنانچه در حال نماز تير را از پاى مبارك امير المؤمنين عليه‏السلام بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نيز بايد نمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانى كه مانع قبول شدن نماز است مانند حسد،كبر، غيبت، خوردن حرام، آشاميدن مسكرات و ندادن خمس و زكات، بلكه هر معصيتى را ترك كند. و همچنين سزاوار است كارهايى كه ثواب نماز را كم مى‏كند بجانياورد، مثلا در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نايستد و در موقع نماز به آسمان نگاه نكند. و نيز كارهايى كه ثواب نماز را زياد مى‏كند بجا آورد، مثلا انگشترى عقيق به دست كند، و لباس پاكيزه بپوشد، و شانه و مسواك كند، و خود را خوشبو نمايد.

 

احکام نماز
نماز مهمترين اعمال دينى است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود،عبادتهاى ديگر هم قبول مى‏شود. و اگر پذيرفته نشود، اعمال ديگر هم قبول نمى‏شود. و همانطور که اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو کند، چرک در بدنش نمى‏ماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک مى‏کند. و سزاوار است‏که انسان نماز را در اول وقت بخواند. و کسى که نماز را پست و سبک شمارد،مانند کسى است که نماز نمى‏خواند. پيغمبر اکرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:"کسى که به نماز اهميت ندهد و آن را سبک شمارد، سزاوار عذاب آخرت است".روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند، مردى وارد و مشغول نماز شد، و رکوع و سجودش را کاملا به جا نياورد. حضرت فرمودند: "اگر اين مرد در حالى که نمازش اين طور است از دنيا برود، به دين من از دنيا نرفته است". پس انسان بايد مواظب باشد که به عجله و شتابزدگى نماز نخواند، و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد که با چه کسى سخن مى‏گويد، و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند. و اگر انسان در موقع نماز کاملا به‏اين مطلب توجه کند، از خود بى‏خبر مى‏شود. چنانچه در حال نماز تير را از پاى مبارک امير المؤمنين عليه‏السلام بيرون کشيدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نيز بايد نمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانى که مانع قبول شدن نماز است مانند حسد،کبر، غيبت، خوردن حرام، آشاميدن مسکرات و ندادن خمس و زکات، بلکه هر معصيتى را ترک کند. و همچنين سزاوار است کارهايى که ثواب نماز را کم مى‏کند بجانياورد، مثلا در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نايستد و در موقع نماز به آسمان نگاه نکند. و نيز کارهايى که ثواب نماز را زياد مى‏کند بجا آورد، مثلا انگشترى عقيق به دست کند، و لباس پاکيزه بپوشد، و شانه و مسواک کند، و خود را خوشبو نمايد.

نمازهاى واجب

نمازهاى واجب شش است: اول: نماز يوميه. دوم: نماز آيات. سوم: نماز ميت. چهارم: نماز طواف واجب خانه کعبه. پنجم: نماز قضاى پدر که بر پسر بزرگتر واجب است. ششم: نمازى که به واسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مى‏شود.

نمازهاى واجب يوميه

نمازهاى واجب يوميه پنج است: ظهر و عصر هر کدام چهار رکعت، مغرب سه رکعت، عشا چهار رکعت، صبح دو رکعت.
٧٢٨ در سفر بايد نمازهاى چهار رکعتى را با شرايط‏ى که گفته مى‏شود، دو رکعت‏خواند.

وقت نماز ظهر و عصر

٧٢٩ اگر چوب يا چيزى مانند آن را راست در زمين هموار فرو برند، صبح که خورشيد بيرون مى‏آيد، سايه آن به طرف مغرب مى‏افتد. و هر چه آفتاب بالا مى‏آيد،اين سايه کم مى‏شود. و در شهرهاى ما در اول ظهر شرعى به آخرين درجه کمى مى‏رسد،و ظهر که گذشت، سايه آن به طرف مشرق برمى‏گردد. و هر چه خورشيد رو به مغرب مى‏رود، سايه زيادتر مى‏شود. بنابر اين وقتى سايه به آخرين درجه کمى رسيد و دو مرتبه رو به زياد شدن گذاشت، معلوم مى‏شود ظهر شرعى شده است. ولى در بعضى شهرها مثل مکه که گاهى موقع ظهر سايه به کلى از بين مى‏رود، بعد از آنکه سايه دوباره پيدا شد، معلوم مى‏شود ظهر شده است.
٧٣٠ چوب يا چيز ديگرى را که براى معين کردن ظهر به زمين فرو مى‏برند، شاخص گويند.
٧٣١ نماز ظهر و عصر هر کدام وقت مخصوص و مشترکى دارند: وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتى که از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد. و وقت مخصوص نماز عصر موقعى است که به اندازه خواندن نماز عصر وقت به مغرب مانده باشد، که اگر کسى تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند. و ما بين وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترک نماز ظهر و نماز عصر است. و اگر کسى اشتباها نماز ظهر يا عصر را در وقت مخصوص ديگرى بخواند، نمازش صحيح است.
٧٣٢ اگر پيش از خواندن نماز ظهر سهوا مشغول نماز عصر شود و در بين نماز بفهمد اشتباه کرده است، چنانچه در وقت مشترک باشد، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند. يعنى نيت کند که آنچه تا حال خوانده‏ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مى‏خوانم، همه نماز ظهر باشد. و بعد از آنکه نماز را تمام کرد، نماز عصر را بخواند. و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عصر را بخواند و احتياط آن است که دوباره نماز عصر را هم بعد از آن بخواند، و اين احتياط خيلى خوب است.
٧٣٣ در روز جمعه انسان مى‏تواند به جاى نماز ظهر، دو رکعت نماز جمعه بخواند. ولى احتياط مستحب آن است که اگر نماز جمعه خواند، نماز ظهر را هم بخواند، و اين احتياط خيلى مطلوب است.
٧٣٤ احتياط واجب آن است که نماز جمعه را از موقعى که عرفا اول ظهر مى‏گويند، تاخير نيندازد. و اگر از اوايل ظهر تاخير افتاد، به جاى نماز جمعه نماز ظهر بخواند.

وقت نماز مغرب و عشا

٧٣٥ مغرب موقعى است که سرخى طرف مشرق که بعد از غروب آفتاب پيدا مى‏شود، از بين برود.
٧٣٦ نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکى دارند: وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتى که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد که اگر کسى مثلا مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهوا در اين وقت بخواند، احتياط مستحب آن است که بعداز نماز مغرب، نماز عشا را دوباره بخواند. و وقت مخصوص نماز عشا موقعى است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد که اگر کسى تا اين موقع نماز مغرب را عمدا نخواند، بايد اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند. و بين وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترک نماز مغرب و عشا است، که اگر کسى در اين وقت اشتباها نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعداز نماز ملتفت‏شود،نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.
٧٣٧ وقت مخصوص و مشترک که معنى آن در مساله پيش گفته شد، براى اشخاص فرق مى‏کند. مثلا اگر به اندازه خواندن دو رکعت نماز از اول ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر کسى که مسافر است، تمام شده و داخل وقت مشترک مى‏شود. و براى کسى که مسافر نيست، بايد به اندازه خواندن چهار رکعت نماز بگذرد.
٧٣٨ اگر پيش از خواندن نماز مغرب، سهوا مشغول نماز عشا شود و در بين نماز بفهمد که اشتباه کرده، چنانچه به رکوع رکعت چهارم نرفته است، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند. و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته بايد نماز را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند. اما اگر تمام آنچه را خوانده، در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد و پيش از رکوع رکعت چهارم يادش بيايد، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد از آن عشا را بخواند. ولى احتياط مستحب آن است که بعد از نماز عشا، دوباره نماز مغرب و عشا را بخواند و اين احتياط خيلى خوب است.
٧٣٩ آخر وقت نماز عشا نصف شب است. و احتياط واجب آن است که براى نماز مغرب و عشا و مانند اينها، شب را از اول غروب تا اذان صبح حساب کرد، و براى نماز شب و مانند آن تا اول آفتاب حساب نمايند.
٧٤٠ اگر از روى معصيت‏يا به واسطه عذرى نماز مغرب يا نماز عشا را تا نصف شب نخواند، بنابر احتياط واجب بايد تا قبل از اذان صبح بدون اينکه نيت ادا و قضا کند، بجا آورد.

وقت نماز صبح

٧٤١ نزديک اذان صبح از طرف مشرق سفيده‏اى رو به بالا حرکت مى‏کند، که آن را فجر اول گويند. موقعى که آن سفيده پهن شد، فجر دوم و اول وقت نماز صبح است. و آخر وقت نماز صبح، موقعى است که آفتاب بيرون مى‏آيد.

احکام وقت نماز

٧٤٢ موقعى انسان مى‏تواند مشغول نماز شود، که يقين کند وقت داخل شده است، يا دو مرد عادل به داخل شدن وقت‏خبر دهند.
٧٤٣ نابينا و کسى که در زندان است و مانند اينها بنابر احتياط واجب بايد تا يقين به داخل شدن وقت نکنند، مشغول نماز نشوند. ولى اگر انسان به واسطه ابر يا غبار و مانند اينها که براى همه مانع از يقين کردن است، نتواند در اول وقت نماز به داخل شدن وقت‏يقين کند، چنانچه گمان داشته باشد که وقت داخل شده،مى‏تواند مشغول نماز شود.
٧٤٤ اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت‏خبر دهند يا انسان يقين کند که وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بين نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است. و همچنين است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پيش از وقت‏خوانده. ولى اگر در بين نماز بفهمد وقت داخل شده، يا بعد از نماز بفهمد که در بين نماز وقت داخل شده، نماز او صحيح است.
٧٤٥ اگر انسان ملتفت نباشد که بايد با يقين به داخل شدن وقت مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت‏خوانده، نماز او صحيح است. و اگر بفهمد تمام نماز را پيش از وقت‏خوانده يا بفهمد که در بين نماز وقت داخل شده است، نمازش باطل است.
٧٤٦ اگر يقين کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بين نماز شک کند که وقت داخل شده يا نه، نماز او باطل است. ولى اگر در بين نماز يقين داشته باشد که وقت‏شده و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده يا نه، نمازش صحيح است.
٧٤٧ اگر وقت نماز به قدرى تنگ است که به واسطه به جا آوردن بعضى از کارهاى مستحب نماز، مقدارى از آن بعد از وقت‏خوانده مى‏شود، بايد آن مستحب را به جا نياورد. مثلا اگر به واسطه خواندن قنوت مقدارى از نماز بعد از وقت‏خوانده مى‏شود،بايد قنوت نخواند.
٧٤٨ کسى که به اندازه خواندن يک رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز را به نيت ادا بخواند. ولى نبايد عمدا نماز را تا اين وقت ت‏اخير بيندازد.
٧٤٩ کسى که مسافر نيست، اگر تا مغرب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد، بايد فقط نماز عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا کند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد، بايد فقط عشا را بخواند و بعدا بايد نماز مغرب را بخواند وبه احتياط واجب نيت ادا و قضا ننمايد.
٧٥٠ کسى که مسافر است، اگر تا مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد، بايد فقط عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا کند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد، بايد فقط عشا را بخواند و بعدا مغرب را بدون نيت ادا و قضا بجا آورد.و چنانچه بعد از خواندن عشا معلوم شود که به مقدار يک رکعت‏يا بيشتر وقت به نصف شب مانده است، بايد فورا نماز مغرب را به نيت ادا بجا آورد.
٧٥١ مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند، و راجع به آن خيلى سفارش شده است. و هر چه به اول وقت نزديکتر باشد، بهتر است. مگر آنکه ت‏اخير آن از جهتى بهتر باشد، مثلا صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.
٧٥٢ هرگاه انسان عذرى دارد که اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند، ناچار است با تيمم نماز بخواند، چنانچه بداند يا احتمال دهد که عذر او تا آخر وقت باقى است، مى‏تواند در اول وقت نماز بخواند. ولى اگر مثلا لباسش نجس باشديا عذر ديگرى داشته باشد و احتمال دهد که عذر او از بين مى‏رود، بنابر احتياط واجب بايد صبر کند تا عذرش برطرف شود. و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند. و لازم نيست به قدرى صبر کند که فقط بتواند کارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلکه اگر براى مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم وقت دارد، مى‏تواند تيمم کند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد.
٧٥٣ کسى که مسايل نماز و شکيات و سهويات را نميداند و احتمال ميدهد که يکى از اينها در نماز پيش آيد، بايد براى ياد گرفتن اينها نماز را از اول وقت تاخير بيندازد. ولى اگر اطمينان دارد که نماز را به طور صحيح تمام مى‏کند، مى‏تواند در اول وقت مشغول نماز شود. پس اگر در نماز مساله‏اى که حکم آن را نمى‏داند پيش نيايد، نماز او صحيح است. و اگر مساله‏اى که حکم آن را نمى‏داند پيش آيد، مى‏تواند به يکى از دو طرفى که احتمال مى‏دهد عمل نمايد و نماز را تمام کند. ولى بعد از نماز بايد مساله را بپرسد که اگر نمازش باطل بوده، دوباره بخواند.
٧٥٤ اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار هم طلب خود را مطالبه مى‏کند، در صورتى که ممکن است، بايد اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند. و همچنين است اگر کار واجب ديگرى که بايد که بايد اول مسجد را تطهير کند، بعد نماز بخواند. و چنانچه اول نماز بخواند معصيت کرده، ولى نماز او صحيح است.

نمازهايى که بايد به ترتيب خوانده شود

٧٥٥ انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر، و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند. و اگر عمدا نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند، باطل است.
٧٥٦ اگر به نيت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد که نماز ظهر را خوانده است، نمى‏تواند نيت را به نماز عصر برگرداند، بلکه بايد نماز را بشکند و نماز عصر را بخواند. و همينطور است در نماز مغرب و عشا.
٧٥٧ اگر در بين نماز عصر يقين کند که نماز ظهر را نخوانده است و نيت را به نماز ظهر برگرداند و داخل رکن شود و بعد يادش بيايد که نماز ظهر را خوانده بوده، نمازش باطل است و بايد نماز عصر را بخواند. ولى اگر پيش از داخل شدن در رکن يادش بيايد، بايد نيت را به نماز عصر برگرداند و آنچه به نيت ظهر خوانده، دوباره به نيت عصر بخواند، و نمازش صحيح است.
٧٥٨ اگر در بين نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده يا نه، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند. ولى اگر وقت به قدرى کم است که بعد از تمام شدن نماز مغرب مى‏شود، بايد به نيت نماز عصر، نماز را تمام کند و نماز ظهرش قضا ندارد.
٧٥٩ اگر در نماز عشا پيش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده يا نه، چنانچه وقت به قدرى کم است که بعد از تمام شدن نماز، نصف شب مى‏شود، بايد به نيت عشا نماز را تمام کند. و اگر بيشتر وقت دارد، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه رکعتى تمام کند، بعد نماز عشا را بخواند.
٧٦٠ اگر در نماز عشا بعد از رسيدن به رکوع رکعت چهارم، شک کند که نماز مغرب را خوانده يا نه، بايد نماز را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند. ولى اگراين شک در وقت مخصوص به نماز عشا باشد، خواندن نماز مغرب لازم نيست.
٧٦١ اگر انسان نمازى را که خوانده احتياطا دوباره بخواند و در بين نماز يادش بيايد، نمازى را که بايد پيش از آن بخواند نخوانده است، نمى‏تواند نيت را به آن نماز برگرداند. مثلا موقعى که نماز عصر را احتياطا مى‏خواند، اگر يادش بيايد نماز ظهر را نخوانده است، نمى‏تواند نيت را به نماز ظهر برگرداند.
٧٦٢ برگرداندن نيت از نماز قضا به نماز ادا، و از نماز مستحب به نماز واجب جايز نيست.
٧٦٣ اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، انسان مى‏تواند در بين نماز نيت را به نماز قضا برگرداند، ولى بايد برگرداندن نيت به نماز قضا ممکن باشد. مثلا اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى مى‏تواند نيت را به قضاى صبح برگرداند که داخل رکعت‏ سوم نشده باشد.

نمازهاى مستحب

٧٦٤ نمازهاى مستحبى زياد است و آنها را نافله گويند. و بين نمازهاى مستحبى، به خواندن نافله‏هاى شبانه روز بيشتر سفارش شده، و آنها در غير روز جمعه سى و چهار رکعتند، که هشت رکعت آن نافله ظهر و هشت رکعت نافله عصر و چهار رکعت نافله مغرب و دو رکعت نافله عشا و يازده رکعت نافله شب و دو رکعت نافله صبح مى‏باشد. و چون دو رکعت نافله عشا را بنابر احتياط واجب بايد نشسته خواند،يک رکعت‏حساب مى‏شود. ولى در روز جمعه بر شانزده رکعت نافله ظهر و عصر، چهار رکعت اضافه مى‏شود.
٧٦٥ از يازده رکعت نافله شب، هشت رکعت آن بايد به نيت نافله شب، و دو رکعت آن به نيت نماز شفع، و يک رکعت آن به نيت نماز وتر خوانده شود. و دستور کامل نافله شب در کتابهاى دعا گفته شده است.
٧٦٦ نمازهاى نافله را مى‏شود نشسته خواند ولى بهتر است دو رکعت نماز نافله نشسته را يک رکعت‏حساب کند. مثلا کسى که مى‏خواهد نافله ظهر را که هشت رکعت است نشسته بخواند، بهتر است‏شانزده رکعت بخواند. و اگر مى‏خواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز يک رکعتى نشسته بخواند.
٧٦٧ نافله ظهر و عصر را در سفر نبايد خواند. ولى نافله عشا را به نيت اينکه شايد مطلوب باشد، مى‏تواند بجا آورد.

وقت نافله‏هاى يوميه

٧٦٨ نافله نماز ظهر پيش از نماز ظهر خوانده مى‏شود. و وقت آن از اول ظهر است تا موقعى که آن مقدار از سايه شاخص که بعداز ظهر پيدا مى‏شود، به‏اندازه دو هفتم آن شود. مثلا اگر درازى شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سايه‏اى که بعد از ظهر پيدا مى‏شود به دو وجب رسيد، آخر وقت نافله ظهر است.
٧٦٩ نافله عصر پيش از نماز عصر خوانده مى‏شود. و وقت آن تا موقعى است‏که آن مقدار از سايه شاخص که بعد از ظهر پيدا مى‏شود، به چهار هفتم آن برسد. و چنانچه بخواهد نافله ظهر يا نافله عصر را بعد از وقت آنها بخواند، بهتر است نافله ظهر را بعد از نماز ظهر، و نافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند. و بنابر احتياط واجب، نيت ادا و قضا نکند.
٧٧٠ وقت نافله مغرب، بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى که سرخى طرف مغرب که بعد از غروب کردن آفتاب در آسمان پيدا مى‏شود، از بين برود.
٧٧١ وقت نافله عشا، بعد از تمام شدن نماز عشا تا نصف شب است. و بهتر است بعد از نماز عشا بلافاصله خوانده شود.
٧٧٢ نافله صبح پيش از نماز صبح خوانده مى‏شود. و وقت آن بعد از گذشتن از نصف شب، به مقدار خواندن يازده رکعت نماز شب است. ولى احتياط آن است که قبل از فجر اول نخوانند، مگر آن که بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند، که‏در اين صورت مانعى ندارد.
٧٧٣ وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح، و بهتر است نزديک اذان صبح خوانده شود.
٧٧٤ مسافر و کسى که براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مى‏تواند آن را در اول شب بجا آورد.

نماز غفیله

٧٧٥ يکى از نمازهاى مستحبى نماز غفيله است، که بين نماز مغرب و عشا خوانده مى‏شود. و وقت آن بعد از نماز مغرب است تا وقتى که سرخى طرف مغرب از بين برود. و در رکعت اول آن بعد از حمد، بايد به جاى سوره، اين آيه را بخوانند: "و ذا النون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات ان لا اله الا نت‏سبحانک انى کنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و کذلک ننجى المؤمنين". و در رکعت دوم بعد از حمد به جاى سوره، اين آيه را بخوانند: "و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو و يعلم ما فى البر و البحر و ما تسقط من ورقة الا يعلمها و لا حبة فى ظلمات الارض و لا رطب و لا يابس الا فى کتاب مبين". و در قنوت آن بگويند: "اللهم انى اسالک بمفاتح الغيب التى لا يعلمها الا انت ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى کذا و کذا". و به جاى کلمه کذا و کذا حاجتهاى خود را بگويند. و بعد بگويند: "اللهم انت ولى نعمتى و القادر على طلبتى تعلم حاجتى فاسالک بحق محمد و آل محمد عليه و عليهم السلام لما قضيتها لى".

احکام قبله

٧٧٦ خانه کعبه که در مکه معظمه مى‏باشد قبله است، و بايد روبروى آن، نماز خواند. ولى کسى که دور است، اگر طورى بايستد که بگويند رو به قبله نماز مى‏خواند، کافى است. و همچنين است کارهاى ديگرى که مانند سر بريدن حيوانات بايدرو به قبله انجام گيرد.
٧٧٧ کسى که نماز واجب را ايستاده مى‏خواند، بايد طورى بايستد که بگويند رو به قبله ايستاده، و لازم نيست زانوهاى او و نوک پاى او هم رو به قبله باشد.
٧٧٨ کسى که بايد نشسته نماز بخواند، اگر نمى‏تواند به طور معمول بنشيند ودر موقع نشستن، کف پاها را به زمين مى‏گذارد، بايد در موقع نماز صورت و سينه و شکم او رو به قبله باشد، و لازم نيست‏ساق پاى او رو به قبله باشد.
٧٧٩ کسى که نمى‏تواند نشسته نماز بخواند، بايد در حال نماز به پهلوى راست طورى بخوابد که جلوى بدن او رو به قبله باشد. و اگر ممکن نيست، بايد به پهلوى چپ طورى بخوابد که جلوى بدن او رو به قبله باشد. و اگر اين را هم نتواند،بايد به پشت بخوابد، به طورى که کف پاى او رو به قبله باشد.
٧٨٠ نماز احتياط و سجده و تشهد فراموش شده را بايد رو به قبله بجا آورد. و در سجده سهو هم احتياط مستحب همين است.
٧٨١ نماز مستحبى را مى‏شود در حال راه رفتن و سوارى خواند. و اگر انسان در اين دو حال نماز مستحبى بخواند، لازم نيست رو به قبله باشد.
٧٨٢ کسى که مى‏خواهد نماز بخواند، بايد براى پيدا کردن قبله کوشش نمايد تا يقين کند که قبله کدام طرف است. و مى‏تواند به گفته دو شاهد عادل که از روى نشانه‏هاى حسى شهادت مى‏دهند، يا به قول کسى که از روى قاعده علمى قبله را مى‏شناسد و محل اطمينان است، عمل کند. و اگر اينها ممکن نشد، بايد به گمانى که از محراب مسجد مسلمانان يا قبرهاى آنان يا از راههاى ديگر پيدا مى‏شود، عمل نمايد. حتى اگر از گفته فاسق يا کافرى که به واسطه قواعد علمى قبله را مى‏شناسد گمان به قبله پيدا کند، کافى است.
٧٨٣ کسى که گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قويترى پيدا کند، نمى‏تواند به گمان خود عمل نمايد. مثلا اگر ميهمان از گفته صاحبخانه گمان به قبله پيدا کند، ولى بتواند از راه ديگر گمان قويترى پيدا کند، نبايد به حرف او عمل نمايد.
٧٨٤ اگر براى پيدا کردن قبله وسيله‏اى ندارد، يا با اينکه کوشش کرده گمانش به طرفى نمى‏رود، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بايد چهار نماز به چهار طرف بخواند. و اگر به اندازه چهار نماز وقت ندارد، بايد به اندازه‏اى که وقت دارد نماز بخواند. مثلا اگر فقط به اندازه يک نماز وقت دارد، بايد يک نماز به‏هر طرفى که مى‏خواهد بخواند. و بايد نمازها را طورى بخواند که يقين کند يکى ازآنها رو به قبله بوده، يا اگر از قبله کج بوده، به طرف دست راست و دست چپ قبله نرسيده است.
٧٨٥ اگر يقين يا گمان کند که قبله در يکى از دو طرف است، بايد به هر دو طرف نماز بخواند. ولى احتياط مستحب آن است که در صورت گمان، به چهار طرف نماز بخواند.
٧٨٦ کسى که بايد به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا را بخواند، بهتر آن است که نماز اول را به هر چند طرف که واجب است بخواند، بعد نماز دوم را شروع کند.
٧٨٧ کسى که يقين به قبله ندارد، اگر بخواهد غير از نماز کارى کند که بايدرو به قبله انجام داد، مثلا بخواهد سر حيوانى را ببرد، بايد به گمان عمل نمايد. واگر گمان ممکن نيست، به هر طرف که انجام دهد، صحيح است.

پوشانيدن بدن در نماز

٧٨٨ مرد بايد در حال نماز اگر چه کسى او را نمى‏بيند، عورتين خود را بپوشاند.و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.
٧٨٩ زن بايد در موقع نماز تمام بدن، حتى سر و موى خود را بپوشاند. ولى پوشاندن صورت به مقدارى که در وضو شسته مى‏شود، و دستها تا مچ، و پاها تا مچ پا لازم نيست. اما براى آنکه يقين کند که مقدار واجب را پوشانده است، بايد مقدارى از اطراف صورت و قدرى پايين تر از مچ را هم بپوشاند.
٧٩٠ موقعى که انسان قضاى سجده فراموش شده يا تشهد فراموش شده را بجامى‏آورد، بلکه بنابر احتياط واجب در موقع سجده سهو هم، بايد خود را مثل موقع نماز بپوشاند.
٧٩١ اگر انسان عمدا در نماز عورتش را نپوشاند، نمازش باطل است. بلکه‏اگر از روى ندانستن مساله هم باشد، بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند.
٧٩٢ اگر در بين نماز بفهمد که عورتش پيدا است، بايد آن را بپوشاند. و چنانچه پوشاندن عورت زياد طول بکشد، احتياط واجب آن است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند. ولى اگر بعداز نماز بفهمد که در نماز عورت او پيدا بوده، نمازش صحيح است.
٧٩٣ اگر در حال ايستاده، لباسش عورت او را مى‏پوشاند، ولى ممکن است در حال ديگر مثلا در حال رکوع و سجود نپوشاند، چنانچه موقعى که عورت او پيدا مى‏شود به‏وسيله‏اى آن را بپوشاند، نماز او صحيح است. ولى احتياط مستحب آن است که باآن لباس نماز نخواند.
٧٩٤ انسان مى‏تواند در نماز خود را به علف و برگ درختان بپوشاند، ولى احتياط مستحب آن است که موقعى خود را با اينها بپوشاند که چيز ديگرى نداشته باشد.
٧٩٥ اگر غير از گل هيچ چيز ندارد که در نماز خود را بپوشاند، گل ساتر نيست و مى‏تواند برهنه نماز بخواند.
٧٩٦ اگر چيزى ندارد که در نماز خود را با آن بپوشاند، چنانچه احتمال دهد که پيدا مى‏کند، بنابر احتياط واجب بايد نماز را ت‏اخير بيندازد و اگر چيزى پيدا نکرد، در آخر وقت مطابق وظيفه‏اش نماز بخواند.
٧٩٧ کسى که مى‏خواهد نماز بخواند، اگر براى پوشاندن خود حتى برگ درخت و علف نداشته باشد، و احتمال ندهد که تا آخر وقت چيزى پيدا کند که خود را باآن بپوشاند، در صورتى که نامحرم او را مى‏بيند، بايد نشسته نماز بخواند و عورت خود را با ران خود بپوشاند. و اگر کسى او را نمى‏بيند، ايستاده نماز بخواند و جلوى خود را با دست بپوشاند. و در هر صورت رکوع و سجود را با اشاره انجام مى‏دهد و براى سجود سر را قدرى پايين‏تر مى‏آورد.

لباس نمازگزار

٧٩٨ لباس نمازگزار شش شرط دارد: اول: آنکه پاک باشد. دوم: آنکه مباح باشد. سوم: آنکه از اجزاى مردار نباشد. چهارم: آنکه از حيوان حرام گوشت نباشد.پنجم و ششم: آنکه اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابريشم خالص و طلاباف نباشد.و تفصيل اينها در مسايل آينده گفته مى‏شود.

شرط اول

٧٩٩ لباس نمازگزار بايد پاک باشد. و اگر کسى عمدا با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.
٨٠٠ کسى که نمى‏داند با بدن و لباس نجس نماز باطل است و مقصر در ندانستن حکم مساله باشد، اگر با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل مى‏باشد.
٨٠١ اگر به واسطه تقصير در ندانستن مساله، چيز نجسى را نداند نجس است، مثلا نداند عرق شتر نجاستخوار نجس است و با آن نماز بخواند، نمازش باطل است.
٨٠٢ اگر نداند که بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده، نماز او صحيح است. ولى احتياط مستحب آن است که اگر وقت دارد دوباره آن نماز را بخواند.
٨٠٣ اگر فراموش کند که بدن يا لباسش نجس است و در بين نماز يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را دوباره بخواند، و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
٨٠٤ کسى که در وسعت وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز بدن يا لباس او نجس شود و پيش از آن که چيزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت‏شود که نجس شده يا بفهمد بدن يا لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى که آب کشيدن بدن يا لباس يا عوض کردن لباس يا بيرون آوردن آن، نماز را به هم نمى‏زند، بايد در بين نماز بدن يا لباس را آب بکشد يا لباس را عوض نمايد يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده لباس را بيرون آورد. ولى چنانچه طورى باشد که اگر بدن يا لباس را آب بکشد يا لباس را عوض کند يا بيرون آورد نماز به هم مى‏خورد و اگر لباس را بيرون آورد برهنه مى‏ماند، بايد نماز را بشکند و با بدن و لباس پاک نماز بخواند.
٨٠٥ کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز لباس او نجس شود و پيش از آنکه چيزى از نماز را با نجاست بخواند بفهمد که نجس شده يا بفهمد که لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى که آب کشيدن يا عوض کردن يا بيرون آوردن لباس، نماز را به هم نمى‏زند و مى‏تواند لباس را بيرون آورد، بايد لباس را آب بکشد يا عوض کند يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده، لباس را بيرون آورد و نماز را تمام کند. اما اگر چيز ديگرى عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمى‏تواند آب بکشد يا عوض کند، بايد لباس را بيرون آورد و به دستورى که براى برهنگان گفته شد، نماز را تمام کند. ولى چنانچه طورى است که اگر لباس را آب بکشد يا عوض کند، نماز به هم مى‏خورد و به واسطه سرما و مانند آن نمى‏تواند لباس را بيرون آورد، بايد با همان حال نماز را تمام کند و نمازش صحيح است.
٨٠٦ کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز بدن او نجس شود و پيش از آن که چيزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت‏شود که نجس شده يا بفهمد بدن او نجس است، و شک کند که همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى که آب کشيدن بدن نماز را به هم نمى‏زند، بايد آب بکشد. واگر نماز را به هم مى‏زند، بايد با همان حال نماز را تمام کند و نماز او صحيح است.
٨٠٧ کسى که در پاک بودن بدن يا لباس خود شک دارد، چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد که بدن يا لباسش نجس بوده، نماز او صحيح است.
٨٠٨ اگر لباس را آب بکشد و يقين کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده، نمازش صحيح است.
٨٠٩ اگر خونى در بدن يا لباس خود ببيند و يقين کند که از خونهاى نجس نيست،مثلا يقين کند که خون پشه است، چنانچه بعداز نماز بفهمد از خونهايى بوده که نمى‏شود با آن نماز خواند، نماز او صحيح است.
٨١٠ هرگاه يقين کند خونى که در بدن يا لباس اوست، خون نجسى است که نماز باآن صحيح است، مثلا يقين کند خون زخم و دمل است، اگر چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده که نماز با آن باطل است، نمازش صحيح است.
٨١١ اگر نجس بودن چيزى را فراموش کند و بدن يا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشى نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است. ولى اگر بدنش با رطوبت به چيزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و بدون اينکه خود را آب بکشد غسل کند و نماز بخواند، غسل و نمازش باطل است. و نيز اگر جايى از اعضاى وضو با رطوبت به چيزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و پيش از آنکه آن جا را آب بکشد وضو بگيرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل مى‏باشد.
٨١٢ کسى که يک لباس دارد، اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب کشيدن يکى از آنها آب داشته باشد، چنانچه بتواند لباسش را بيرون آورد، بايد بدن را آب بکشد و نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد به جا آورد. و اگر به واسطه سرما يا عذر ديگر نتواند لباس را بيرون آورد، در صورتى که نجاست هر دو مساوى باشد، مثلا هر دو بول يا خون باشد، يا نجاست بدن شديدتر باشد، مثلا نجاستش بول باشد که بايد دو مرتبه آن را آب کشيد، احتياط واجب آن است که بدن را آب بکشد. و اگر نجاست لباس بيشتر يا شديدتر باشد، هر کدام از بدن يا لباس را بخواهد، مى‏تواند آب بکشد.
٨١٣ کسى که غير از لباس نجس لباس ديگرى ندارد و وقت تنگ است‏يا احتمال نمى‏دهد که لباس پاک پيدا کند، اگر به واسطه سرما يا عذر ديگر نمى‏تواند لباس را بيرون بياورد، بايد در همان لباس نماز بخواند و نمازش صحيح است. ولى چنانچه بتواند لباس را بيرون بياورد، بايد نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد بجا آورد.
٨١٤ کسى که دو لباس دارد، اگر بداند يکى از آنها نجس است و دارد بايد با هر دو لباس نماز بخواند. مثلا اگر مى‏خواهد نماز ظهر و عصر بخواند، بايد با هر کدام يک نماز ظهر و يک نماز عصر بخواند. ولى اگر وقت تنگ است، بايد نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد، بجا آورد. و به احتياط واجب آن نماز را بالباس پاک قضا نمايد.

شرط دوم

٨١٥ لباس نمازگزار بايد مباح باشد. و کسى که مى‏داند پوشيدن لباس غصبى حرام است، اگر عمدا در لباس غصبى يا در لباسى که نخ يا دگمه يا چيز ديگر آن غصبى است نماز بخواند، بايد آن نماز را با لباس غير غصبى اعاده نمايد.
٨١٦ کسى که مى‏داند پوشيدن لباس غصبى حرام است ولى نمى‏داند نماز را باطل مى‏کند، اگر عمدا با لباس غصبى نماز بخواند، بايد آن نماز را با لباس غير غصبى بخواند.
٨١٧ اگر نداند يا فراموش کند که لباس او غصبى است و با آن، نماز بخواند، نمازش صحيح است. ولى اگر خودش آن لباس را غصب کرده باشد و بعدا فراموش کرده و با آن نماز خوانده، به احتياط واجب بايد آن نماز را اعاده کند.
٨١٨ اگر نداند يا فراموش کند که لباس او غصبى است و در بين نماز بفهمد،چنانچه چيز ديگرى عورت او را پوشانده است و مى‏تواند فورا يا بدون اينکه موالات يعنى پى در پى بودن نماز بهم بخورد لباس غصبى را بيرون آورد، بايد آن را بيرون آورد و نمازش صحيح است. و اگر چيز ديگرى عورت او را نپوشانده يا نمى‏تواند لباس غصبى را فورا بيرون آورد يا اگر بيرون آورد پى در پى بودن نماز به‏هم مى‏خورد، در صورتى که به تعداد يک رکعت هم وقت داشته باشد، بايد نماز را بشکند و با لباس غير غصبى نماز بخواند. و اگر به اين مقدار وقت ندارد، بايد در حال نماز لباس را بيرون آورد و به دستور نماز برهنگان، نماز را تمام نمايد.
٨١٩ اگر کسى براى حفظ جانش با لباس غصبى نماز بخواند، يا مثلا براى‏اينکه دزد لباس غصبى را نبرد با آن نماز بخواند، نمازش صحيح است.
٨٢٠ اگر با عين پولى که خمس يا زکات آن را نداده لباس بخرد، نماز خواندن در آن لباس باطل است. و همچنين است اگر به ذمه بخرد و در موقع معامله قصدش اين باشد که از پولى که خمس يا زکاتش را نداده بدهد.

شرط سوم

٨٢١ لباس نمازگزار بايد از اجزاى حيوان مرده‏اى که خون جهنده دارد، يعنى حيوانى که اگر رگش را ببرند، خون از آن جستن مى‏کند، نباشد. بلکه اگر از حيوان مرده‏اى که مانند ماهى، خون جهنده ندارد لباس تهيه کند، احتياط واجب آن است که با آن نماز نخواند.
٨٢٢ بايد چيزى از مردار مانند گوشت و پوست آن که روح داشته، بنابر احتياط واجب همراه نمازگزار نباشد، گرچه لباس او هم نباشد.
٨٢٣ اگر چيزى از مردار حلال گوشت مانند مو و پشم که روح ندارد همراه نمازگزار باشد يا با لباسى که از آنها تهيه کرده‏اند نماز بخواند، نمازش صحيح است.

شرط چهارم

٨٢٤ لباس نمازگزار بايد از حيوان حرام گوشت نباشد. و اگر مويى ازآن هم همراه نمازگزار باشد نماز او باطل است.
٨٢٥ اگر آب دهان يا بينى يا رطوبت ديگرى از حيوان حرام گوشت مانند گربه بربدن يا لباس نمازگزار باشد، چنانچه تر باشد، نماز باطل و اگر خشک شده و عين آن برطرف شده باشد، نماز صحيح است.
٨٢٦ اگر مو و عرق و آب دهان کسى بر بدن يا لباس نمازگزار باشد، اشکال ندارد. و همچنين است اگر مرواريد و موم و عسل همراه او باشد.
٨٢٧ اگر شک داشته باشد که لباسى از حيوان حلال گوشت است‏يا حرام گوشت،چه در داخله تهيه شده باشد چه در خارجه، نماز با آن خواندن مانعى ندارد.
٨٢٨ اگر انسان احتمال دهد تکمه صدفى و مانند آن از حيوان است، نماز خواندن با آن مانعى ندارد. و اگر بداند صدف است و احتمال بدهد صدف گوشت نداشته باشد، نماز خواندن با آن مانع ندارد.
٨٢٩ با پوست‏سنجاب و خز نماز خواندن اشکال ندارد.
٨٣٠ اگر با لباسى که نمى‏داند که از حيوان حرام گوشت است نماز بخواند،نمازش صحيح است. ولى اگر فراموش کرده باشد، بنابر احتياط واجب بايد آن نماز را دوباره بخواند.

شرط پنجم

٨٣١ پوشيدن لباس طلاباف براى مرد حرام و نماز با آن باطل است. ولى براى زن در نماز و غير نماز اشکال ندارد.
٨٣٢ زينت کردن به طلا مثل آويختن زنجير طلا به سينه و انگشتر طلا به دست کردن و بستن ساعت مچى طلا به دست براى مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل است و احتياط واجب آن است که از استعمال عينک طلا هم خوددارى کند. ولى زينت کردن به طلا براى زن در نماز و غير نماز اشکال ندارد.
٨٣٣ اگر مردى نداند يا فراموش کند که انگشترى يا لباسش از طلا است و با آن نماز بخواند، نمازش صحيح است.
٨٣٤ لباس مرد نمازگزار بايد ابريشم خالص نباشد و در غير نماز هم پوشيدن آن براى مرد حرام است. و در چيزى که نماز در آن تمام نمى‏شود، مانند بند شلوار و عرقچين نيز به احتياط واجب نبايد از حرير خالص باشد.
٨٣٥ اگر آستر تمام لباس يا آستر مقدارى از آن ابريشم خالص باشد، پوشيدن آن براى مرد حرام و نماز در آن باطل است.
٨٣٦ لباسى را که نمى‏داند از ابريشم خالص است‏يا چيز ديگر، پوشيدن آن اشکال ندارد، و نماز با آن صحيح است.
٨٣٧ دستمال ابريشمى و مانند آن اگر در جيب مرد باشد، اشکال ندارد، و نماز را باطل نمى‏کند.
٨٣٨ پوشيدن لباس ابريشمى براى زن در نماز و غير نماز اشکال ندارد.
٨٣٩ پوشيدن لباس غصبى و ابريشمى خالص و طلاباف و لباسى که از مردار تهيه شده، در حال ناچارى مانعى ندارد. و نيز کسى که ناچار است لباس بپوشد و لباس ديگرى غير از اينها ندارد و تا آخر وقت هم، ناچارى او از بين نمى‏رود،مى‏تواند با اين لباسها نماز بخواند.
٨٤٠ اگر غير از لباس غصبى و لباسى که از مردار تهيه شده لباس ديگرى ندارد و ناچار نيست لباس بپوشد، بايد به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.
٨٤١ اگر غير از لباسى که از حيوان حرام گوشت تهيه شده لباس ديگرى ندارد چنانچه در پوشيدن لباس ناچار باشد مى‏تواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد بايد به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد، و بنابر احتياط واجب يک نماز ديگر هم با همان لباس بخواند.
٨٤٢ اگر مرد غير از لباس ابريشمى خالص يا طلاباف لباس ديگرى نداشته باشد چنانچه در پوشيدن لباس ناچار نباشد بايد به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.
٨٤٣ اگر چيزى ندارد که در نماز عورت خود را با آن بپوشاند، واجب است اگرچه به کرايه يا خريدارى باشد تهيه نمايد. ولى اگر تهيه آن به قدرى پول لازم دارد که نسبت به دارايى او زياد است، يا طورى است که اگر پول را به مصرف لباس برساند به حال او ضرر دارد، بايد به دستورى که براى برهنگان گفته شد،نماز بخواند.
٨٤٤ کسى که لباس ندارد، اگر ديگرى لباس به او ببخشد يا عاريه دهد، چنانچه قبول کردن آن براى او مشقت نداشته باشد، بايد قبول کند. بلکه اگر عاريه کردن يا طلب بخشش براى او سخت نيست، بايد از کسى که لباس دارد طلب بخشش يا عاريه نمايد.
٨٤٥ بنابر احتياط واجب بايد انسان از پوشيدن لباس شهرت که پارچه يا رنگ يا دوخت آن براى کسى که مى‏خواهد آن را بپوشاند معمول نيست، خوددارى کند. ولى اگر با آن لباس نماز بخواند، اشکال ندارد.
٨٤٦ احتياط واجب آن است که مرد لباس زنانه، و زن لباس مردانه نپوشد. ولى اگر با آن نماز بخواند، اشکال ندارد.
٨٤٧ کسى که بايد خوابيده نماز بخواند، اگر برهنه باشد و لحاف يا تشک او نجس يا ابريشم خالص يا از اجزاى حيوان حرام گوشت باشد، احتياط واجب آن است که در نماز، خود را با آنها نپوشاند.

مواردى که لازم نيست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد

٨٤٨ در سه صورت که تفصيل آنها بعدا گفته مى‏شود، اگر بدن يا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است: اول: آنکه به واسطه زخم يا جراحت‏يا دملى که در بدن او است، لباس يا بدنش به خون آلوده شده باشد. دوم: آنکه بدن يا لباس او به مقدار کمتر از درهم که تقريبا به اندازه يک اشرفى مى‏شود، به خون آلوده باشد. سوم: آنکه ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند. و در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است: اول: آنکه لباسهاى کوچک او مانند جوراب و عرقچين نجس باشد. دوم: آنکه لباس زنى که پرستار بچه است، نجس شده باشد. و احکام اين پنج صورت مفصلا در مسائل بعد گفته مى‏شود.
٨٤٩ اگر در بدن يا لباس نمازگزار خون زخم يا جراحت‏يا دمل باشد، چنانچه طورى است که آب کشيدن بدن يا لباس يا عوض کردن لباس براى بيشتر مردم يا براى خصوص او سخت است، تا وقتى که زخم يا جراحت‏يا دمل خوب نشده است،مى‏تواند با آن خون نماز بخواند. و همچنين است اگر چرکى که با خون بيرون آمده يا دوايى که روى زخم گذاشته‏اند و نجس شده، در بدن يا لباس او باشد.
٨٥٠ اگر خون بريدگى و زخمى که به زودى خوب مى‏شود و شستن آن آسان است، در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.
٨٥١ اگر جايى از بدن يا لباس که با زخم فاصله دارد به رطوبت زخم نجس شود،جايز نيست با آن نماز بخواند. ولى اگر مقدارى از بدن يا لباس که معمولا به رطوبت زخم آلوده مى‏شود، به رطوبت آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.
٨٥٢ اگر از توى دهان و بينى و مانند اينهاست‏خونى به بدن يا لباس برسد احتياط واجب آن است که با آن نماز نخواند ولى با خون بواسير ميشود نماز خواند اگر چه دانه‏هايش در داخل باشد.
٨٥٣ کسى که بدنش زخم است اگر در بدن يا لباس خود خونى ببيند و نداند از زخم است‏يا خون ديگر با آن نماز خواندن مانعى ندارد.
٨٥٤ اگر چند زخم در بدن باشد و به طورى نزديک هم باشند که يک زخم حساب شود، تا وقتى همه خوب نشده‏اند، نماز خواندن با خون آنها اشکال ندارد. ولى اگر به‏قدرى از هم دور باشند که هر کدام يک زخم حساب شود، هر کدام که خوب شد، بايد براى نماز بدن و لباس را از خون آن، آب بکشد.
٨٥٥ اگر سر سوزنى خون حيض يا نفاس در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است، و بنابر احتياط واجب بايد خون استحاضه در بدن يا لباس نمازگزار نباشد. ولى خونهاى ديگر مثل خون بدن انسان يا خون حيوان حلال گوشت، و خون سگ و خوک و کافر و مردار و حيوان حرام گوشت، اگر چه در چند جاى بدن و لباس باشد، در صورتى که روى هم کمتر از درهم باشد که تقريبا به اندازه يک اشرفى مى‏شود نماز خواندن با آن اشکال ندارد. ولى احتياط مستحب آن است که از خون سگ و کافر و مردار و حيوان حرام گوشت، اجتناب کند.
٨٥٦ خونى که به لباس بى‏آستر بريزد و به پشت آن برسد، يک خون حساب مى‏شود. ولى اگر پشت آن، جدا خونى شود، بنابر احتياط واجب بايد هر کدام را جدا حساب نمود. پس اگر خونى که در پشت و روى لباس است، روى هم کمتر از درهم باشد نماز با آن صحيح، و اگر بيشتر باشد، نماز با آن نماز باطل است.
٨٥٧ اگر خون روى لباسى که آستر دارد بريزد و به آستر آن برسد، و يا به آستر بريزد و روى لباس خونى شود، بايد هر کدام را جدا حساب نمود. پس اگر خون روى لباس و آستر کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحيح، و اگر بيشتر باشد،نماز با آن باطل است.
٨٥٨ اگر خون بدن يا لباس کمتر از درهم باشد و رطوبتى به آن برسد، در صورتى که خون و رطوبتى که به آن رسيده، به اندازه درهم يا بيشتر شود و اطراف را آلوده کند، نماز با آن باطل است. بلکه اگر رطوبت و خون به اندازه درهم نشود و اطراف را هم آلوده نکند، نماز خواندن با آن اشکال دارد. ولى اگر رطوبت مخلوط به خون شود و از بين برود، نماز صحيح است.
٨٥٩ اگر بدن يا لباس خونى نشود ولى به واسطه رسيدن به خون نجس شود، اگرچه مقدارى که نجس شده کمتر از درهم باشد، نمى‏شود با آن، نماز خواند.
٨٦٠ اگر خونى که در بدن يا لباس است، کمتر از درهم باشد و نجاست ديگرى به‏آن برسد، مثلا يک قطره بول روى آن بريزد، نماز خواندن با آن جايز نيست.
٨٦١ اگر لباسهاى کوچک نمازگزار مثل عرقچين و جوراب که نمى‏شود با آنها عورت را پوشانده نجس باشد، چنانچه از مردار و حيوان حرام گوشت درست نشده باشد، نماز با آنها صحيح است. و نيز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند، اشکال ندارد.
٨٦٢ احتياط آن است که چيز نجسى که با آن مى‏شود عورت را پوشاند، همراه نمازگزار نباشد. ولى کسى که اين مساله را نمى‏دانسته و مثلا مدتى با اين طور نماز خوانده، لازم نيست آن نمازها را قضا کند.
٨٦٣ زنى که پرستار بچه است و بيشتر از يک لباس ندارد هرگاه شبانه روزى يک مرتبه لباس خود را آب بکشد اگرچه تا روز ديگر لباسش به بول بچه نجس شود مى‏تواند با آن لباس نماز بخواند ولى احتياط واجب آن است که لباس خود را در شبانه روز يک مرتبه براى اولين نمازى که لباسش پيش از آن نجس شده آب بکشد و نيز اگر بيشتر از يک لباس دارد ولى ناچار است که همه آنها را بپوشد چنانچه شبانه روزى يک مرتبه به دستورى که گفته شده همه آنها را آب بکشد کافى است.

چيزهايى که در لباس نمازگزار مستحب است

٨٦٤ چند چيز در لباس نمازگزار مستحب است که از آن جمله است: عمامه با تحت الحنک، پوشيدن عبا و لباس سفيد و پاکيزه‏ترين لباسها، و استعمال بوى خوش، و دست کردن انگشترى عقيق.

چيزهايى که در لباس نمازگزار مکروه است

٨٦٥ چند چيز در لباس نمازگزار مکروه است، و از آن جمله است: پوشيدن لباس سياه و چرک و تنگ، و لباس شرابخوار، و لباس کسى که از نجاست پرهيز نمى‏کند، و لباسى که نقش صورت دارد. و نيز باز بودن تکمه‏هاى لباس و دست کردن انگشترى که نقش صورت دارد، مکروه مى‏باشد.

شرایط مکان نمازگزار

مکان نمازگزار چند شرط دارد: شرط اول: آنکه مباح باشد.
٨٦٦ کسى که در ملک غصبى نماز مى‏خواند، اگر چه روى فرش و تخت و مانند اينها باشد، نمازش باطل است. ولى نماز خواندن در زير سقف غصبى و خيمه غصبى، مانعى ندارد.
٨٦٧ نماز خواندن در ملکى که منفعت آن مال ديگرى است بدون اجازه کسى که منفعت ملک مال او مى‏باشد باطل است مثلا در خانه اجاره‏اى اگر صاحب خانه يا ديگرى بدون اجازه کسى که آن خانه را اجاره کرده نماز بخواند نمازش باطل است و همچنين است اگر در ملکى که ديگرى در آن حق دارد نماز بخواند مثلا اگر ميت وصيت کرده باشد که ثلث مال او را به مصرفى برسانند تا وقتى ثلث را جدا نکنند نمى‏شود در ملک او نماز خواند.
٨٦٨ کسى که در مسجد نشسته، اگر ديگرى جاى او را غصب کند و در آنجا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد دوباره نمازش را در محل ديگرى بخواند.
٨٦٩ اگر در جايى که نمى‏داند غصبى است، نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، يا در جايى که غصبى بودن آن را فراموش کرده، نماز بخواند، و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است. مگر آنکه خودش غصب کرده باشد، که در اين صورت به احتياط واجب، نمازش باطل است.
٨٧٠ اگر بداند جايى غصبى است ولى نداند که در جاى غصبى نماز باطل است، و در آنجا نماز بخواند، نماز او باطل است.
٨٧١ کسى که ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حيوان سوارى يا زين آن غصبى باشد، نماز او باطل است و همچنين است اگر بخواهد سواره نماز مستحبى بخواند.
٨٧٢ کسى که در ملکى با ديگرى شريک است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شريکش نمى‏تواند در آن ملک تصرف کند، و نماز بخواند.
٨٧٣ اگر با عين پولى که خمس و زکات آن را نداده ملکى بخرد تصرف او در آن ملک حرام و نمازش هم در آن باطل است. و همچنين است اگر به ذمه بخرد و در موقع خريدن قصدش اين باشد که از مالى که خمس يا زکاتش را نداده بدهد.
٨٧٤ اگر صاحب ملک به زبان اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند که قلبا راضى نيست نماز خواندن در ملک او باطل است و اگر اجازه ندهد و انسان يقين کند که قلبا راضى است نماز صحيح است.
٨٧٥ تصرف در ملک ميتى که خمس يا زکات بدهکار است‏حرام و نماز در آن باطل است مگر آنکه بدهکارى او را بدهند يا بنا داشته باشند بدون مسامحه بپردازند.
٨٧٦ تصرف در ملک ميتى که به مردم بدهکار است‏حرام، و نماز در آن باطل است. ولى تصرفات جزئى که براى برداشتن ميت معمول است، اشکال ندارد. و نيز اگر بدهکارى او کمتر از مالش باشد و ورثه هم تصميم داشته باشند که بدهى را بدهند، تصرفى که غير فروختن و از بين بردن مال باشد، اشکال ندارد.
٨٧٧ اگر ميت قرض نداشته باشد، ولى بعضى از ورثه او صغير يا ديوانه يا غايب باشند، تصرف در ملک او حرام، و نماز در آن باطل است. ولى تصرفات جزئى که براى برداشتن ميت معمول است، اشکال ندارد.
٨٧٨ نماز خواندن در مسافر خانه و حمام و مانند اينها که براى واردين آماده است اشکال ندارد و اگر وثوق پيدا نشود که صاحبش راضى است مشکل است ولى در غير اين قبيل جاها، در صورتى مى‏شود نماز خواند که مالک آن اجازه بدهد، يا حرفى بزند که معلوم شود، براى نماز خواندن اذن داده است مثل اينکه به‏کسى اجازه دهد در ملک او بنشيند و بخوابد که از اينها فهميده مى‏شود براى نماز خواندن هم اذن داده است.
٨٧٩ در زمين بسيار وسيعى که از ده دور و چراگاه حيوانات است، اگر چه صاحبانش راضى نباشند، نماز خواندن و نشستن و خوابيدن در آن اشکال ندارد. و در زمينهاى زراعتى هم که نزديک ده است و ديوار ندارد، اگر چه در مالکين آنها صغير و ديوانه باشد، نماز و عبور و تصرفات جزئى اشکال ندارد.ولى اگر يکى از صاحبانش ناراضى باشند، تصرف در آن حرام و نماز باطل است.
٨٨٠ شرط دوم: مکان نمازگزار بايد بى‏حرکت باشد، و اگر به واسطه تنگى وقت‏يا جهت ديگر ناچار باشد در جايى که حرکت دارد مانند اتومبيل و کشتى و ترن نماز بخواند، به قدرى که ممکن است بايد در حال حرکت چيزى نخواند، و اگرآنها از قبله به طرف ديگر حرکت کنند به طرف قبله برگردد.
٨٨١ نماز خواندن در اتومبيل و کشتى و ترن و مانند اينها، وقتى ايستاده‏اند،مانعى ندارد.
٨٨٢ روى خرمن گندم و جو و مانند اينها، که نمى‏شود بى‏حرکت ماند، نماز باطل است.
٨٨٣ در جايى که به واسطه احتمال باد و باران و زيادى جمعيت و مانند اينها اطمينان ندارد که بتواند نماز را تمام کند، اگر به اميد تمام کردن شروع کند، اشکال ندارد. و اگر به مانعى برنخورد، نمازش صحيح است. و در جايى که ماندن در آن نماز نخواند، ولى اگر خواند نماز باطل نيست. و همچنين روى چيزى که ايستادن و نشستن روى آن حرام است، مثل فرشى که اسم خدا بر آن نوشته شده، بايد نماز نخواند، ولى اگر خواند، صحيح است.
شرط سوم: آنکه در جايى که سقف آن کوتاه است و نمى‏تواند در آنجا راست بايستد، يا به اندازه‏اى کوچک است که جاى رکوع و سجود ندارد، نماز نخواند. و اگر ناچار شود که در چنين جايى نماز بخواند، بايد به قدرى که ممکن است قيام و رکوع و سجود را بجا آورد.
٨٨٤ انسان بايد رعايت ادب را بکند، و جلوتر از قبر پيغمبر و امام عليه‏السلام نماز نخواند. چنانچه نماز خواندن بى‏احترامى باشد، حرام است‏ولى نماز باطل نيست.
٨٨٥ اگر در نمازى چيزى مانند ديوار بين او و قبر مطهر باشد که بى‏احترامى نشود اشکال ندارد، ولى فاصله شدن صندوق شريف و ضريح و پارچه‏اى که روى آن افتاده،کافى نيست.
شرط چهارم: آنکه مکان نمازگزار اگر نجس است به طورى تر نباشد که رطوبت آن به بدن يا لباس او برسد، ولى جايى که پيشانى را بر آن مى‏گذارد اگر نجس باشد در صورتى که خشک هم باشد، نماز باطل است، و احتياط مستحب آن است که مکان نمازگزار اصلا نجس نباشد.
٨٨٦ بنابر احتياط مستحب، بايد زن عقب‏تر از مرد بايستد و جاى سجده او ازجاى ايستادن کمى عقب‏تر باشد.
٨٨٧ اگر زن برابر مرد يا جلوتر بايستد، و با هم وارد نماز شوند، بهتر آن است که نماز را دوباره بخوانند.
٨٨٨ اگر بين مرد و زن، ديوار يا پرده يا چيز ديگرى باشد، نمازشان صحيح است، و احتياط مستحب هم در دوباره خواندن نيست.
شرط پنجم: آنکه جاى پيشانى نمازگزار از جاى زانوهاى او، بيش ازچهار انگشت بسته پست‏تر يا بلندتر نباشد، و احتياط واجب آن است که از سرانگشتان پا هم بيشتر از اين پست و بلند تر نباشد.
٨٨٩ بودن مرد و زن نامحرم در جاى خلوت، جايز نيست و احتياط در نماز نخواندن در آنجا است. ليکن اگر خواند، نمازش باطل نيست.
٨٩٠ نماز خواندن در جايى که تار و مانند آن استعمال مى‏کنند باطل نيست ولى گوش دادن به آنها حرام است.
٨٩١ در خانه کعبه و بر بام آن نماز واجب خواندن مکروه است ولى در حال ناچارى مانع ندارد.
٨٩٢ خواندن نماز مستحب در خانه کعبه و بر بام آن اشکال ندارد. بلکه مستحب است در داخل خانه مقابل هر رکنى دو رکعت نماز بخوانند.

جاهايى که نماز خواندن در آنها مستحب است

٨٩٣ در شرع مقدس اسلام بسيار سفارش شده است که نماز را در مسجد بخوانند. و بهتر از همه مسجدها مسجدالحرام است، و بعد از آن مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم، و بعد مسجد کوفه، و بعد از آن مسجد بيت‏المقدس، و بعد از مسجد بيت‏المقدس مسجد جامع هر شهر، و بعد از آن مسجد محله، و بعد از مسجد محله مسجد بازار است.
٨٩٤ براى زنها نماز خواندن در خانه، بلکه در صندوقخانه و اطاق عقب بهتر است، ولى اگر بتوانند کاملا خود را از نامحرم حفظ کنند بهتر است در مسجد نماز بخوانند.
٨٩٥ نماز در حرم امامان عليهم‏السلام مستحب، بلکه بهتر از مسجد است و نماز در حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام برابر دويست هزار نماز است.
٨٩٦ زياد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدى که نمازگزار ندارد، مستحب است.و همسايه مسجد اگر عذرى نداشته باشد، مکروه است در غير مسجد نماز بخواند.
٨٩٧ مستحب است انسان با کسى که در مسجد حاضر نمى‏شود، غذا نخورد و در کارها با او مشورت نکند، و همسايه او نشود، و از او زن نگيرد و به او زن ندهد.
جاهايى که نماز خواندن در آنها مکروه است
٨٩٨ نماز خواندن در چند جا مکروه است و از آن جمله است: حمام، زمين نمکزار، مقابل انسان، مقابل درى که باز است، در جاده و خيابان و کوچه اگر براى کسانى که عبور مى‏کنند زحمت نباشد. و چنانچه زحمت باشد حرام ولى نماز باطل نيست، مقابل آتش و چراغ، در آشپزخانه و هر کجا که کوره آتش باشد،مقابل چاه و چاله‏اى که محل بول باشد، روبروى عکس و مجسمه چيزى که روح دارد،مگر آنکه روى آن پرده بکشند، در اطاقى که جنب در آن باشد، در جايى که عکس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روى قبر، بين دو قبر، در قبرستان.
٨٩٩ کسى که در محل عبور مردم نماز مى‏خواند، يا کسى روبروى اوست، مستحب است جلوى خود چيزى بگذارد، و اگر چوب يا ريسمانى هم باشد کافى است.
 
احکام مسجد
٩٠٠ نجس کردن زمين و سقف و بام و طرف داخل ديوار مسجد حرام است. و هر کس بفهمد که نجس شده است، بايد فورا نجاست آن را برطرف کند. و احتياط واجب آن است که طرف بيرون ديوار مسجد را هم نجس نکنند. و اگر نجس شود، نجاستش را برطرف نمايند، مگر آنکه واقف آن را جزو مسجد قرار نداده باشد.
٩٠١ اگر نتواند مسجد را تطهير نمايد، يا کمک لازم داشته باشد و پيدا نکند،تطهير مسجد بر او واجب نيست. ولى اگر بى‏احترامى به مسجد باشد، بنابر احتياط واجب بايد به کسى که مى‏تواند تطهير کند اطلاع دهد.
٩٠٢ اگر جايى از مسجد نجس شود که تطهير آن بدون کندن يا خراب کردن ممکن نيست، بايد آنجا را بکنند، يا اگر خرابى زياد لازم نمى‏آيد، خراب نمايند. و هزينه پرکردن چاله و تعمير خرابى بر کسى است که مسجد را نجس کرده است و بر اشخاصى که براى تطهير مسجد جايى از آن را کندند يا قسمتى از آن را خراب نمودند،پر کردن جايى که کنده‏اند و ساختن جايى که خراب کرده‏اند، واجب نيست. ولى اگر آن کس که نجس کرده بکند يا خراب کند، در صورت امکان بايد پر کند و تعمير نمايد.
٩٠٣ اگر مسجدى را غصب کنند و به جاى آن خانه و مانند آن بسازند که ديگر به آن مسجد نگويند، باز هم بنابر احتياط واجب، نجس کردن آن حرام و تطهير آن واجب است.
٩٠٤ نجس کردن حرم امامان عليهم‏السلام، حرام است. و اگر يکى از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بى‏احترامى باشد، تطهير آن واجب است. بلکه احتياط واجب آن است که اگر بى‏احترامى هم نباشد، آن را تطهير کنند.
٩٠٥ اگر حصير مسجد نجس شود، بنابر احتياط واجب بايد آن را آب بکشند. ولى چنانچه به واسطه آب کشيدن خراب مى‏شود و بريدن جاى نجس بهتر است، بايد آن را ببرند. و اگر کسى که نجس کرده ببرد، بايد خودش اصلاح کند.
٩٠٦ بردن عين نجس مانند خون در مسجد اگر بى‏احترامى به مسجد باشد حرام است. و همچنين بردن چيزى که نجس شده در صورتى که بى‏احترامى به مسجد باشد حرام است.
٩٠٧ اگر مسجد را براى روضه خوانى چادر بزنند و فرش کنند و سياهى بکوبند و اسباب چاى در آن ببرند، در صورتى که اين کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشکال ندارد.
٩٠٨ بنابر احتياط واجب مسجد را به طلا نبايد زينت نمايند. و همچنين نبايد صورت چيزهايى که مثل انسان و حيوان روح دارد در مسجد نقش کنند، و نقاشى چيزهايى که روح ندارد مثل گل و بوته، مکروه است.
٩٠٩ اگر مسجد خراب هم شود، نمى‏توانند آن را بفروشند يا داخل ملک و جاده نمايند.
٩١٠ فروختن در و پنجره و چيزهايى ديگر مسجد حرام است، و اگر مسجد خراب شود، بايد اينها را صرف تعمير همان مسجد کنند، و چنانچه به درد آن مسجد نخورد بايد در مسجد ديگر مصرف شود. ولى اگر به درد مسجدهاى ديگر هم نخورد مى‏توانند آن را بفروشند و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمير همان مسجد و گرنه صرف تعمير مسجد ديگر نمايند.
٩١١ ساختن مسجد و تعمير مسجدى که نزديک به خرابى مى‏باشد مستحب است. و اگر مسجد طورى خراب شود که تعمير آن ممکن نباشد، مى‏توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند. بلکه مى‏توانند مسجدى را که خراب نشده براى احتياج مردم خراب کنند و بزرگتر بسازند.
٩١٢ تميز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است. و کسى که مى‏خواهد مسجد برود، مستحب است‏خود را خوشبو کند و لباس پاکيزه و قيمتى بپوشد و ته کفش خود را وارسى کند که نجاستى به آن نباشد. و موقع داخل شدن به مسجد اول پاى راست و موقع بيرون آمدن اول پاى چپ را بگذارد. همچنين مستحب است از همه زودتر به مسجد آيد و از همه ديرتر از مسجد بيرون رود.
٩١٣ وقتى انسان وارد مسجد مى‏شود، مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحيت و احترام مسجد بخواند، و اگر نماز واجب يا مستحب ديگرى هم بخواند کافى است.
٩١٤ خوابيدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت کردن راجع به کارهاى دنيا و مشغول صنعت‏شدن و خواندن شعرى که نصيحت و مانند آن نباشد، مکروه است. و نيز مکروه است آب دهان و بينى و اخلاط سينه را در مسجد بيندازد، و گمشده‏اى را طلب کند و صداى خود را بلند کند، ولى بلند کردن صدا براى اذان مانعى ندارد.
٩١٥ راه دادن بچه و ديوانه به مسجد مکروه است. و کسى که پياز و سير و مانند اينها خورده که بوى دهانش مردم را اذيت ميکند، مکروه است به مسجد برود.